نظر علي الطالقاني

246

كاشف الأسرار ( فارسى )

است خواهد نمود . و شريعت مطهّرهء خاتم ( ص ) تا دامان قيامت دامن كشيده و موافق اهل هر زمان نحوى مقرّر فرموده و چنانچه اهل يك زمان به حسب تكليف از قصر و اتمام و وجوب جمعه و حجّ و عدم آن و هكذا در اصول دين و ساير احكام ، چنانچه پيش مقرّر و مبرهن نموديم ، با هم تفاوت دارند ، همچنين اهل دو زمان . و چون اين فقرات در كتب علماء ( قدّس سرهم ) درهم ، و به اين نحو از هم جدا و منظّم نبود ما چنين نموديم تا تو را از سير آن به سهولت اطّلاعى بر تفاوت زمان و اهل آن زمان حاصل شود و بيدار و هشيار شوى و اندكى از معنى توجّه جهان و هر ذرّهء آن به سوى غايت و كمال ، و كون در ترقّى است تصوّر نمائى و قدرى از معنى خلط نيك و بد و مزج قشر و لبّ كه گفتيم دريابى . و آنچه گفتيم كه هر قدر به سمت غايت روند و به سوى قيامت ، بلكه قيامت به سوى ايشان شتابد ، جدائى نيك و بد و امتياز قشر و لبّ و شدّت عذاب و كمال لذّت و خلوص هر يك هويدا و ظاهرتر مىشود ، تصديق نمائى . و از سير اجمالى اين فقرات ملاحظه كن كه زمان قائم عجّل اللّه فرجه چقدر نزديك و شباهت دارد به عالم برزخ و قيامت و آخرت ، چه در حقّ نيكان و چه در حقّ بدان . و ان شاء اللّه در مسئلهء رجعت بهتر خواهى دريافت و زودتر به سوى تصديق آن خواهى شتافت و له الحمد . تتمه در بيان دو مطلب . مطلب اوّل [ پيرامون اصحاب قائم ( ع ) ] جمعى را شايد گمان اين باشد كه اصحاب قائم ( ع ) كه سيصد و سيزده نفرند ، همه از اهل آن زمان نيستند بلكه بعضى يا اكثر ايشان از مردگانند كه در آن زمان رجعت مىكنند و زنده مىشوند . و حكايت شيخ زين الدّين على بن فاضل مازندرانى كه مشهور به حكايت جزيرهء خضرا است بر اين دلالت دارد و اجمالش اين است كه اين شيخ بزرگوار سياحتى كرده به جزيره‌اى چند رسيده و در آنجا جمع بسيار و خلق بيشمار ديده و به خدمت يكى از اولاد امام عصر ( ع ) كه نام او سيّد شمس الدّين محمّد عالم بوده و ميان او و قائم ( ع ) پنج واسطه بوده ، يعنى اولاد ششم بوده ، رسيده و اوضاع نماز جمعه و رواج شريعت مطهّره و نعمت گونه گونه ديده . مىگويد روز جمعه نيمهء ماه بود و از نماز فارغ